خرید بک لینک

درباره سایت

دل نوشت ۵۷

امکانات وب

میخواد بره قشم واسه همین گفتم قبلش باید منو ببینه بعد برهعصر اومد دنبالم...یکم دور خوردیم و برام بستنی خرید،یه بستنی تررررشششش فکـ نمیکردم دوس داشته باشم ولی خیلی دوس داشتم در حدی که یادم رف برام آلوچه نخریده الان احساس میکنم ویارِ بستنیِ رو گرفتم من عکاسیمو کردم وقتی داشتم عکس میگرفتم دوتاپسره رد ش

برچسب: نویسنده: باران طاهری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:58

نمیدونم چرا تحمل دوریش هی داره سخت ترُ سخت تر میشه

دوس دارم دستشو بگیرم دوباره..محکم فشار بدم..

دوس دارم وقتی دستاشو باز میکنه تا انگشتامو بکنم لای انگشتای مردونش بازم تکرار شه..

دوس دارم باز بیاد پیشمُ واسم یچیز تعریف کنه اونوقت من فقط زل بزنم بهش..

به چشای رنگـیِ خوشگلـش

من نمیخوام مال کسِ دیگه ای شم علـی..

ولی چرا دلت برام تنگـ نمیشه..میدونی یروز نباشی دیوونه میشم هان؟! ...

برچسب: نویسنده: باران طاهری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:58

این روزام که درگیـرِ ستادِ انگار من وجود ندارم..

همـش کار کار کار..همش خستس..

در روز میشه تعداد کلماتی که حرف میزنیم باهمو شمرد..

دلم یه آغوش محکم میخواد که همه ی این دلتنگـی هارو بشوره ببره..

دلم میخواد توی یِ تخت باشیم و لم بدم رو هیکلـش

همش دم گوشش دوسـت دارمو زمزمه کنم

بلکـه بفهمه هیچی از اون مهمتر نیسـت برام..

برچسب: نویسنده: باران طاهری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 4:58

صفحه بندی