برچسب:
نویسنده: باران طاهری
دوس دارم دستشو بگیرم دوباره..محکم فشار بدم..
دوس دارم وقتی دستاشو باز میکنه تا انگشتامو بکنم لای انگشتای مردونش بازم تکرار شه..
دوس دارم باز بیاد پیشمُ واسم یچیز تعریف کنه اونوقت من فقط زل بزنم بهش..
به چشای رنگـیِ خوشگلـش
من نمیخوام مال کسِ دیگه ای شم علـی..
ولی چرا دلت برام تنگـ نمیشه..میدونی یروز نباشی دیوونه میشم هان؟! ...
برچسب:
نویسنده: باران طاهری
همـش کار کار کار..همش خستس..
در روز میشه تعداد کلماتی که حرف میزنیم باهمو شمرد..
دلم یه آغوش محکم میخواد که همه ی این دلتنگـی هارو بشوره ببره..
دلم میخواد توی یِ تخت باشیم و لم بدم رو هیکلـش
همش دم گوشش دوسـت دارمو زمزمه کنم
بلکـه بفهمه هیچی از اون مهمتر نیسـت برام..

برچسب:
نویسنده: باران طاهری